جدیدترین مطلب
"کمونیسم" یا "چپ ناسیونالیست"! کردستان ایران، تمایزات را روشن میکند!  

سیاست حزب در قبال جدال ائتلاف ٦ جریان کردی و جمهوری اسلامی و بمباران اردوگاههای این جریانات، عکس العمل "طبیعی" و قابل انتظار جریانات قوم پرست و ناسیونالیست های کرد، را بدنبال داشت. باردیگر فحاشی ها، حکمت ستیزی ها و کمونیسم ستیزی ها و خط و نشان کشیدن ها از جانب این طیف، که قابل انتظار بود و امری مربوط به  تاریخ رابطه جریانات راست و ناسیونالیست با چپ و کمونیسم در کردستان ایران است، در فضای رسانه های مجازی و میدیا و .. براه افتاد. 

این نوشته نمی خواهد به حملات ناسیونالیسم کرد به کمونیسم در کردستان ایران، پاسخی بدهد. این جدال تاریخی مملو از پراتیک مبارزاتی، جنگ نظامی، کوهی از ادبیات در مورد همه شاخه های آن، از ناسیونالیست های "خجالتی" تا "قوم پرستان" متحد ارتجاع های منطقه ای و جهانی، که خواهان تبدیل ایران به یوگسلاوی و میدان جنگ اقوام و مذاهب هستند، دارد. این نیروها اما امروز موقعیت کاملا متفاوتی دارند. حملات امروز آنها نه از سر قدرت و "امتیاز" احیانا اجتماعی یا سیاسی، که بیش از هر زمان دیگری ناشی از شکست شان در اجرای پروژه های مخرب در کردستان ایران و استیصالی است که امروز به آن دچار شده اند. 

تمرکز گرایی و تمرکز زدایی، مسئله ملی و راه حل آن

گفتگوی رادیو نینا با آذر مدرسی

آسو سهامی: گرم‌ترین سلام‌های ما را پذیرا باشید. امروز کلماتی همچون "ملت"، "قوم"، "خلق" و "اتنیک"، "فدرالیسم"، "تمرکزگرایی" و یا "تمرکززدایی" زیاد به گوش می‌رسد؛ و با این تعاریف، به نظر می‌رسد ایران از نظر تکثر ساکنانش دارای حالتی مابین چندقومیتی و چندملیتی است. یعنی بر اساس برخی ویژگی‌های نظیر زبان مشترک، سرزمین مشترک و یا غیره، ایران در بین فارس‌زبان‌ها، ترک‌زبان‌ها، کرد‌زبان‌ها، عرب، بلوچ و گیرکی‌ها تقسیم شده است. با این شیوه، اقدام به صدور شناسنامه‌های قومی برای مردم در ایران می‌شود. 

سؤال اینجاست که قومیت و قوم ‌پرستی در جامعه ایران چقدر ریشه و زمینه دارد، و بر همین مبنا، خواست فدرالیسم، خودمختاری و یا جدا شدن از ایران چقدر در میان مردم جای دارد؟ چقدر جامعه در برابر تحرکات قوم‌پرستانه، مصونیت دارد و چرا ما کمونیست‌ها قوم‌پرستی را همچون مذهب ارتجاعی و عقب‌مانده می‌دانیم؟ این سؤالات را با مهمان برنامه در میان می‌گذاریم. 

رفیق آذر، ضمن خوش‌آمدگویی به شما، در ادبیات چپ سنتی به مقولاتی همچون کارگر کرد، کارگر بلوچ، کارگر آذری و یا مقولات ناسیونالیستی دیگری همچون زن عرب، یک زن زندانی سیاسی کرد و یا یک زندانی بلوچ و غیره، زیاد به گوش می‌رسد. از سوی دیگر، به ما کمونیست‌ها حمله می‌کنند که ما هویت ملی انسان‌ها را گرفته‌ایم و به جای آن، جامعه را به طبقات بورژوا و کارگر تقسیم کرده‌ایم. امروزه همچنین شاهد حجمه و لیچارگویی‌های ناسیونالیست‌ها و قوم‌پرستان علیه کمونیسم و شخص منصور حکمت هستیم که ما را به "مرکزگرایی" و یا شوینیسم فارس متهم می‌کنند. می‌گویند ما کمونیست‌ها هویت ملی افراد را به رسمیت نمی‌شناسیم. جواب شما به این تبلیغات چه هست؟

موشک باران اردوگاههای احزب کرد و سیاست  حزب حکمتیست (خط رسمی)  

حکمتیست: حملات موشکی جمهوری اسلامی به مقرهای ۶ جریان ناسیونالیست كرد در اقلیم کردستان عراق به نقاط حساسی رسیده است؛ روز جمعه گذشته، شاهد حمله موشکی جمهوری اسلامی به مقرهای سازمان زحمتکشان کردستان بودیم که ۹ تن از اعضای این گروه در جریان این حمله کشته و تعدادی مجروح شدند؛ در ادامه نیز روز یکشنبه، اردوگاه "حزب آزادی کردستان" موسوم به "پاک" مورد حمله پهپادی ایران قرار گرفت و ۸ عضو این سازمان مجروح شده اند. از ما میپرسند که چرا حزب حکمتیست (خط رسمی) تاکنون این اتفاق را محکوم نکرده و در این مورد اظهار نظر رسمی نکرده است. بخصوص که سنتا حزب حکمتیست (خط رسمی) همیشه مستقل از دوری و نزدیکی سیاسی با نیروهای اپوزیسیون هر نوع تعرض جمهوری اسلامی به این نیروها را محکوم کرده و آن را تعرضی به کل اپوزیسیون و مبارزه آزادی خواهانه مردم در ایران ارزیابی کرده است. آیا حزب در این سیاست خود تغییری داده است؟

 

آذر مدرسی: سیاست حزب در این رابطه تغییری نکرده است. ما کماکان هر تعرضی از طرف هر نیروی ارتجاعی و بویژه جمهوری اسلامی، به نیروهای اپوزیسیون را محکوم میکنیم، ما به كرات و در گذشته حمله و بمباران اردوگاههای این نیروها یا ترور فعالین آنها را توسط جمهوری اسلامی محكوم كرده ایم. 

جنگ بی پایان علیه طبقه کارگر

تاثیرات مخرب و ویرانگر هر جنگی را نمیتوان صرفا با تعداد بمبهایی که بر سر مردم فرود می آید، یا میزان کشته شدگان و ویرانی ها و ... ارزیابی کرد. 

جنگ به همراه خود یک زمین لرزه در فضای سیاسی، اجتماعی و روحی یک جامعه، در زندگی میلیونها انسانی که قرار است پس از جنگ به زندگی ادامه دهند، است. جنگ سکته ای در جدال مردم، بویژه طبقه کارگر، برای دستیابی به رفاه و آزادی ایجاد میکند. پس از جنگ بدن خسته طبقه ای که بیشترین آسیب ها را در جنگ دیده، طبقه ای كه بیشترین قربانیان را داده است و بیشترین فشار روحی و روانی را متحمل شده است، باید از زیر آوار جنگ، از زیر فشار فقر و فشار برای به حاشیه راندن هر جدالی، جز جدال با "دشمن خارجی و تجاوزگر"، کمر راست کند.

جنگ چهل روزه امریکا-اسرائیل علیه ایران از این قاعده مستثنی نیست. جامعه ای که زیر شدیدترین تحریمهای اقتصادی به سختی نفس میکشید و بخش وسیعی از مردم به زندگی زیر خط فقر کشیده شده بودند، جامعه ای که فساد بنیادی در ساختار اقتصادی آن آخرین امکانات برای بقا را برای میلیونها انسان غیرممکن میکرد، با حمله امریکا-اسرائیل به آن، با بمباران بخشی از زیرساختهای آن به لبه پرتگاه رسیده است. تخریب حدود ۲۰ شهرک صنعتی و بیش از ۲۰ هزار واحد تجاری و صنعتی در جریان جنگ ۴۰ روزه و بحرانی شدن صنایع پتروشیمی و فولاد و کلیه صنایع وابسته به این دو صنعت، از خودروسازی‌ها تا نساجی و حتی تولید آب معدنی، برخلاف تبلیغات پوچ و ارتجاعی بخشی از نیروهای سیاسی، نه ضربه به جمهوری اسلامی که ضربه جدی به طبقه کارگر ایران بود.  

افتتاحیه کنگره دوازدهم حزب حکمتیست (خط رسمی)

به همه رفقای نماینده و همچنین به رفقای حزب کمونیست کارگری عراق و حزب کمونیست کارگری کردستان، رفقا امجد غفور محسن کریم و فارس محمود که به‌عنوان نماینده حزب کمونیست کارگری کردستان و عراق در جلسه حضور دارند، خوش آمد می‌گویم. تشکر می‌کنم که در این نشست شرکت کردند و امیدوارم بتوانیم بیشترین استفاده را از حضورشان در کنگره بکنیم.

فکر می‌کنم شاید یک سال گذشته برای تک‌تک ماه که در این جلسه نشسته‌ایم و برای خیلی‌های دیگر، دوره خیلی سختی بود. دوره پرالتهابی بود. نه فقط به‌عنوان کمونیست‌هایی که در آن جامعه فعالیت می‌کنند، به‌عنوان کمونیست‌هایی که می‌بینند چطور جامعه‌شان دارد بازیچه دست قدرت‌های ارتجاعی، از جمهوری اسلامی تا دولت‌های ارتجاعی، تا نیروهای باند سیاهی می‌شود، بلکه به‌عنوان آدم‌هایی که ریشه‌هایی در آن جامعه داریم دیدن اینکه چطور دارند آن جامعه را ویران می‌کنند، یک سال خیلی سختی را پشت سر گذاشتیم. یک سال گذشته زندگی همه ما، بعنوان بخشی از مردم ایران، متفاوت بود.