مرگ جرج فلوید کبریتی بر آتش خشم و نفرت از نژادپرستی در امریکا زد و منشا جنبش عدالتخواهی در امریکا شد. جنبشی که منشا بحران سیاسی و شکاف در هیئت حاکمه و بورژوازی امریکا شده است. جنبشی که بشریت آزادیخواه و متمدن جهان را علیه نژاد پرستی سیستماتیک و بنیادی در امریکا به تحرک در آورده است. جنبشی که مردم آزادیخواه را در امریکا، آلمان، بریتانیا، فرانسه، سوئد، لبنان، سوریه، یونان و .... بهم وصل کرده و علیه نه فقط نژادپرستی که علیه بنیادهای سیستمی که آنرا ممکن میکند، به تحرک در آورده است. جنبشی که صفی از راست ترین و فاشیست ترین نیروها را، به رهبری ترامپ، برای شکست آن به تکاپو انداخته است.

ناسیونالیستهای دو آتشه ایرانی، که سنتا در امریکا در کنار اولترا راست ایستاده اند، در دفاع از رهبر خود، ترامپ، به جنگ این جنبش آمده اند.

یکی از شمشیرزنان این صف که با کارت "فعال کارگری" و با اعتماد به نفس خارج از تناسبی به جنگ این تحرک عدالتخواهانه در امریکا رفته است منصور اسانلو است.

اسانلو با اظهار نارضایتی و عصبانیت از "نمک نشناسی" "هموطنان ایرانی" که به جای دست بوسی ترامپ و بورژوازی امریکا که اجازه زندگی در این "بهشت" سرشار از رفاه و آسایش و نعمت را به آنها داده اند، به صف معترضین به نژادپرستی سیتماتیک و رسمی در امریکا پیوسته اند، به تعریف و تمجید از رفاه بی پایان و سیستم پزشکی رایگان امریکا، که فقط ساکنین کره مریخ را میتوان با آن فریب داد، حمله به تک تک کسانیکه قلبشان از مرگ فجیع جرج فلوید و جرج فلویدها به درد آمده و فریاد میزنند "من نمیتوانم نفس بکشم" و "دیگر بس است" را شروع میکند.

اسانلو در معرفی جرج فلوید و چگونگی قتل او میگوید: "این جوان سیاهپوست که فیلم پورنو میساخته و پول در میاورده، شخصیت پورنوگرافیک بوده"،  "پلیس او را گرفته است، یک زانو پشت گردنش گذاشتن مرده، نه اعدام کردند، نه تیر بهش زدند، اصلا قتل عمد نیست، قتل غیر عمد است." و "حالا اگر پلیسی از ترس جونش به اینها شلیک کنه و یکی را بکشد میشود راسیست! چه راسیستی؟ به این بهانه راه افتاده اند خیابانها را بسته اند و نماز میخوانند، الله اکبر راه انداخته اند و میخواهند اینجا را هم مثل خاورمیانه به گند بکشند."!

ظاهرا در فرهنگ اسلامی آقای اسانلو "نجاست" هنرپیشه پورن بودن مجوزی کافی برای کشتن هر کسی است و اگر رنگ پوست "مجرم" سیاه هم باشد که دیگر این کشتن "متمدنانه" و با گذاشتن "یک زانو پشت گردن" از سرش هم زیاد است! آقای اسانلو کاسه داغتر از آش و راست تر از دستگاه پلیس و دادگاه امریکا که رسما از مردم معترض معذرتخواهی کرده اند، حکم برائت پلیس فاشیست را صادر میکند و البته تلاش میکند با  آژیتاسیونهای بیمایه علیه تروریسم اسلامی و "هراس پلیس امریکا از تروریستهای اسلامی" سنگر بگیرد و قساوت قلب و نژادپرستی خود را لاپوشانی کند. 

جرج فلوید شانس آورد در مملکت فرضی که آقای اسانلو در آن حاکم اند زندگی نمیکرد. چرا که به جای به قتل رسیدن "متمدنانه" با "یک زانو پشت گردن"، توسط مجریان قوانین شرع سنگسار یا اعدام و تیرباران میشدند!

اسانلو در معرفی جنبش عدالتخواهانه ای که امریکا و جهان را به لرزه در آورده است از ترامپ و فاکس نیوز دست پیشی میگرید و میگوید "حالا یک عده تروریست و اسلامیست و چپهای دروغکی  و یک مشت آدم دزد و غارتگر ریختن مغازه ها را آتش میزنند، لوازم از مغازه ها میدزدند، جاده ها را میبندند و ...."!  این صدای خبرنگار فکس نیوز یا سخنگوی فاشیستهای امریکا که با اسلحه به تظاهرکنندگان حمله کرده اند نیست، این  صدای یک فاشیست ایرانی است که پشت سنگر "ضدیت با جمهوری اسلامی" مخفی شده تا عمق لجنزار جنبش خود را مخفی کند. هیئت حاکمه امریکا افسار ترامپ را بعد ازتعرضی با الفاضی بسیار نرمتر از این به سرعت کشیدند. ظاهرا در جنبش آبی فیروزه ای کسی نیست به داد آقای اسانلو برسد!

آقای اسانلو با این مقدمه جنگ واقعی خود را با کمونیستها آغاز میکند.

ما از حجم دهن دریدگی و فحاشی و لمپنیسم کلام علیه چپ و کمونیسم، که بیش از همه شایسته خود ایشان است، می گذریم.

آقای اسانلو باد در غبغب انداخته و به کمونیستها هشدار میدهد  که "این صدای یک کارگر است که به جای همه کارگران ایران حرف میزند!" ایشان که طبقه کارگر ایران طی هیچ پروسه رسمی یا غیررسمی٬ سخنگویی و نمایندگی اش را به ایشان واگذار نکرده است و نه هیچ زندانی و قربانی توحش جمهوری اسلامی ایران ایشان را به سخنگو و نماینده خود انتخاب کرده است، اعتماد به نفس کاذب و خارج از تناسبی از خود نشان میدهد. ایشان بعنوان یک شخصیت سیاسی در اپوزیسیون و با گرایش راست افراطی، در خطبه ای مشابه خطبه های خمینی و احکامی چون احکام پرویز ثابتی چپ ها و کمونیست ها را نصیحت میکنند که دست از "خرابکاری" بردارند! 

اعتماد به نفس بالا و ضریب هوشی پایینی لازم است تا کسی در جامعه ای مانند ایران که کمونیستها در آنها  معتبر و محبوب اند، در جامعه ای که طبقه کارگر رسما و علنا با پرچم سوسیالیستی خود به جنگ بورژوازی رفته اند، اینطور گستاخانه لیچارهای بازجویان ساواک و ساواما را تکرار کند.

آقای اسانلو به تبعیت از "امرای ارتش شاهنشاهی" که هنوز لقب "ارتشبد" و "سپهبد" را یدک میکشند، اصرار دارند با کارت "فعال کارگری" به جنگ کمونیستها برود اما این کارت مدتها است سوخته است و مخفی شدن پشت سندیکای شرکت واحد هم کمکی به ایشان نمیکند. با چنین خطبه هایی درب سندیکای شرکت واحد و هر سازمان کارگری برای همیشه به روی آقای اسانلو بسته میماند.

تلاش آقای اسانلو در گروکشی از کمونیستها برای دفاعشان از وی بعنوان یک فعال جنبش کارگری و کسب آبرو و اعتبار برای اسانلوی امروز بعنوان یک فعال راست و نژادپرست، مشمئز کننده است.

برای هزارمین بار باید به آقای اسانلو گفت کارگر بودن، زندانی شدن و .... برای شما اعتباری نمیخرد. کمونیستها از هر کارگری که برای یک سر سوزن رفاه یا حق کارگر مبارزه کند دفاع میکنند اما در مقابل کارگری که نماینده فاشیسم، نژادپرستی و ضدیت با کمونیسم و کارگر است با تمام توان می ایستند! به همین سادگی!

اما این همه پرخاشگری و خشم و غضب و لعن و نفرین کردن های چپ، این تعرض کور به جنبش عدالتخواهانه در امریکا ریشه در جای دیگری دارد. آقای اسانلو مانند دیگر اعضا جنبش فیروزه ای متوجه موقعیت نامناسب و تضعیف شده "پرزیدنت ترامپ" شده اند. در مقابل چشمان ناباورشان رهبرشان دارد زیر فشار جنبش ضد تبعیض نژادی در امریکا له و لورده میشود. ستاره نزدیک شدن جنبش سیاسی ایشان به قدرت، با به خطر افتادن موقعیت "پرزیدنت ترامپ" رو به افول است! خطبه "جنگ با کفار" و جنگ با "خرابکار چپ"، خالی کردن فشار یاس و نا امیدی از افول این ستاره و تاریکی پس از آن است. آقای اسانلو بهتر است دخیل تان را به امامزاده دیگری ببنیدد! مردم امریکا میروند که ترامپ را به زیر بکشند.

 

۵ ژوئن ۲۰۲۰

به اشتراک گذاری این مطلب

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter