امسال سراسر دنیا، از پاکستان و افعانستان تا آرژانتين و شیلی، از مسکو و پکن و بیروت تا برلین و آمستردام، و تا مرزهای یونان و ترکیه، شاهد بزرگذاشت ٨ مارس و تلاشی جهانی برای برابری و تغییر، علیه بیحقوقی زن در همه ابعاد اجتماعی و اقتصادی آن بود. نه هراس از کرونا، نه سیم خاردارهای مرز ترکیه و یونان، نه پلیس فاشیست ترکیه و نه باندهای اوباش اسلامی در پاکستان نتوانستند صدای حق طلبانه این جنبش را در گلو خفه کنند.

روز یکشنبه میلیونها زن و مرد برابری طلب در گرامیداشت روز جهانی زن، در مقابل خشونت رسمی و قانونی علیه زن، علیه بیحقوقی سیستماتیک زنان، علیه حاکمیت مذهب و قوانین مذهبی، علیه فقر و فلاکتی که بورژوازی بر جهان تحمیل کرده، علیه جنگ و کشتار و آوارگی میلیونها انسان، علیه قدرتهای حاکم در جهان و برای برابری زن، برای جهانی فارع از فقر و نابرابری، به خیابانها آمدند.

مشخصه هشت مارس امسال صرفا تظاهرات میلیونی زنان در شیلی، برگزاری مراسم زیر سایه هراس از طالبان در کابل یا تظاهرات در اسلام آباد علیرغم حمله اوباش اسلامی و حکومتی، در حضور پرشور زنان و دختران جوان در لبنان و عراق و صحنه های شورانگیز تظاهرات زنان فراری از جهنم سوریه و ایران و عراق و افعانستان، در مرز یونان و ترکیه و پشت سیم خاردارها نبود. هشت مارس امسال مهر خودآگاهی عمیق و برابری طلبانه جنبش برابری زن و عبور آن از افقهای محدود و مینیمالیستی بود. عبور از افق محدود "سهیم شدن در قدرت یعنی برابری زن"، از تئوری های ارتجاعی نسبیت فرهنگی و توجیه قتلهای ناموسی و خشونت عریان و سیستماتیک علیه زن به نام "فرهنگ و آئین خودی"، از آشتی اسلام با حق زن، از "بیربطی بیحقوقی زن به سیستم اقتصادی-اجتماعی مسبب آن"، را بر خود داشت. ٨ مارس امسال جنبش برابری زن رنگ جنبش عدالتخواهانه طبقه کارگر را برخود داشت. خصلت مشترک این مراسمها، مطالبات مشترک این جنبش، خصلت ماگزیمالیستی آن، خواست تغییر نظم موجود، خواست برابری کامل زن و مرد و خواست رفاه و رهایی کامل سیاسی و آقتصادی کل بشریت از یوغ حاکمیت سرمایه، در همه جا عیان بود.

خصلت رادیکال ٨ مارس امسال و بازگشت به جایگاه واقعی آن به عنوان جنبشی برای برابری و رهایی زن، جنبشی که حق زن و برابری کامل زن و مردم را امری جهانشمول میداند، در همه جا برجسته بود. شعار "ما رکن انقلابیم" زنان در عراق، شعار "نقش ما کلیدی است" در ٨ مارس شیلی، "حق زن جهانشمول است" در کلمبیا و اینکه "فقر و سیستم حاکم، منشا نابرابری زن است" در افعانستان، "زنان برای دفاع از حیات و محیط زیست" در لندن، "زنان علیه قوانین بازنشستگی" در فرانسه و ... تنها نمونه هایی از این واقعیت و پیشروی و خودآگاهی عمیق این جنبش در همسرنوشتی خود با سایر جنبشها و خصوصا جنبش رادیکال و سوسیالیستی طبقه کارگر برای رفاه و آزادی، به نقش و وزن خود در مبارزه علیه حاکمیت فقر و فلاکت و سیستم حاکم، علیه تخریب محیط زیست، علیه تعرض بورژوازی به معیشت میلیونها انسان مزدبگیر، علیه تبعیض و نابرابری و برای سعادت، برابری و رفاه، است. مراسمهای ٨ مارس امسال اعلام کیفرخواست جهانی این جنبش علیه وضع موجود، علیه کاپیتالیسم و افسار گسیختگی آن علیه طبقه کارگر جهانی، علیه حق زن و برای دنیای آزاد و برابر بود.

هشت مارس امسال اعلام این واقعیت بود که  جنبش برابری زن بعنوان جنبشی وسیع، اجتماعی و جهانی، بعنوان بخشی از جنبش محرومان علیه فقر و تبعیض و نابرابری، برای تغییر بنیادی به میدان آمده است و یکی از پایه های مبارزه برای زیر و رو کردن بنیادهای نظام حاکم است.

جنبش برابری زن امسال یک صدا فریاد نه به فقر، نه به تبعیض، نه به خشونت، نه به حاکمیت مذهب و نه به تمام تلاشها برای توجیه موقعیت تبعیض آمیز زنان و مردم محروم در جهان بود.

هشت مارس امسال نشان داد این جنبش میرود یکبار دیگر نقش خود را در تلاش بشریت برای برابری و رهایی از جهنم کاپیتالیستم حاکم بر جهان ایفا کند. سوت آغاز انقلاب اکتبر را هشت مارس ۱۹۱۷ با شعار "نان، صلح، آزادی" زد. جهان میرود یکبار دیگر شاهد حضور جنبش برابری زن در صف اول مبارزه برای رهایی باشد.

 

۱۲ مارس ۲۰۲۰        منتشر شده در نشریه هفتگی حکمتیست شماره ۲۹۸

 

به اشتراک گذاری این مطلب

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter