سی خرداد سال ۶۰،  یادآور کشتار وسیع و خونین هزاران هزار نفر، یادآور اعدامهای دسته جمعی و توحشی و جنایتی بیسابقه در تاریخ جامعه بشری است. جنایات و فاجعه عظیم تاریخی که تنها و تنها پس از سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، همه ابعاد دهشتناک آن، برجهانیان آشکار خواهد شد. همانگونه که آشویتس، تنها پس از سقوط حزب نازی، از پشت صحنه حاکمیتی "قانونی" در مقابل چشمان و وجدان جهانیان قرار گرفت.

خرداد ۶۰، مقطعی در حیات جمهوری اسلامی ایران است  که طی آن روازنه صدها انسان انقلابی، آزادیخواه و کمونیست را به جرم ظاهر چپی داشتن، به جرم بدحجابی، به جرم همراه داشتن اطلاعیه یک سازمان چپی یا داشتن فلفل در جیب و با یک سوال"خدا را قبول داری یا نه"، "کمونیستی یا نه" تیرباران و در گورهای بی نام ونشان دفن میکردند.

روزهایی که هزاران هزار خانواده بی گناه ترین جوانان زندانی پرشور و انقلابی، از روی لیست بلند بالای اسامی منتشر شده تیرباران شدگان در روزنامه ها و یا با دریافت وصیت نامه ها، خبر سرنوشت فرزندانشان را می شنیدند. بسیاری هرگز گور عزیزان اعدام شده شان را حتی پیدا نکردند!

این مقطع روزهای عربده کشی چاقوکشان و جلادان اسلامی، در خیابانها، زندانها، دانشگاهها و کارخانه ها بود.

سی خرداد ۶۰ اما در جدالی که در جامعه ایران بر سر آزادی، برابری و عدالت اجتماعی در جریان بود جایگاه ویژه تر و سیاهتری دارد.

سی خرداد ۶۰ کودتای ضد انقلاب حاکم علیه انقلابی بود که هنوز نبض آن در دانشگاه، کارخانه، کردستان، ترکمن صحرا و .... میزد، علیه مردمی بود که هنوز در سنگر دفاع از انقلاب و قیام شان علیه جلادان و فالانژهای حاکم میجنگیدند و حاضر به عقب نشینی نبودند.

سی خرداد ۶۰ در ادامه کشتار کارگران، انقلاب فرهنگی در دانشگاهها و تصفیه دانشجویان چپ و کمونیست، در ادامه حمله به کردستان و "نوروز خونین سنندج" ،  آخرین حلقه از سرکوب خونین انقلاب و جدال انقلاب و ضد انقلاب در ایران بود. حلقه ای که با کشتار نسلی از جوانان آزادیخواه و انقلابی و نابودی هر چیزی که شائبه ای از انقلاب ۵۷ و انقلابیگری آن داشت و پیروزی ضد انقلاب منتهی شد.

اما خرداد شصت و حمله و موشک باران کردستان و قتل عام نسلی از پرشورترین فرزندان انقلابی ایران و  پاشندن خاک مرگ بر سراسر ایران برای دهه ها، نتوانست نسل های بعدی و  مردمی را که چهل سال قبل به امید آزادی، به پاخواسته بودند و یک حکومت سرتاپا مسلح و دیکتاتوری را به زیر کشیده بودند، به سازش با جانشین رژیم سرنگون شده، ‌ به سازش با ارتجاعی ترین رگه بورژوازی جهانی، جمهوری اسلامی ایران، بکشاند.

بیش از یک دهه است که ورق برگشته است. همه ترس در چشم جنایتکاران حاکم را دیده اند.  اما دیماه ۹۶ بعلاوه بر این ورق برگشته، مهر معین و حکم معین و محکمی زد! مهر سرنگونی جمهوری اسلامی، به قدرت محروم ترین بخش جامعه، به قدرت میلیونی طبقه کارگر و مردم محروم! مهر حضور طبقه کارگر آگاه  و متشکل در راس آن!

جهان میگوید: دیماه ۹۶، سی و شش سال بعد ازخرداد ۶۰، جنبشی که در سی خرداد وحشیانه به خون کشیده شد، دوباره قد علم کرد و یکبار دیگر ارتجاح را به جنگ طلبید. درکمتر از دوسال این جنبش عمیقتر، گسترده تر، رادیکالتر، خودآگاهتر و متحدتر به جنگ ارتجاع رفت و زمین را زیر پای آن به لرزه در آورد.

جنبش و طبقه کارگری که در سال  ۵۷ "ضدیت با شاه" و"امپریالیست" مرز دوستی و دشمنی اش را تعیین میکرد، امروز صد برابر آگاهتر، روشن تر، چپ تر در مقابل دشمنان خود صف بسته و آماده جدال نهایی میشود.

سایه این جبنش بر سرجمهوری اسلامی سنگینی میکند. جنبشی که فردای پیروزی خود قربانیان سی خرداد ۶۰ را بعنوان قهرمانان مبارزه برای آزادی و رفاه و عدالت اجتماعی می ستاید و جانیان حاکم را به جرم جنایت علیه بشریت در مقابل چشم جهانیان محاکمه خواهد کرد.

 

منتشر شده در نشریه هفتگی حکمتیست شماره ۲۶۱

به اشتراک گذاری این مطلب

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter