چند ماه پس از دیماه، پس از خیزش و خشم و نفرت علیه جمهوری اسلامی، علیه خفقان، فقر و فلاکت، علیه ناامنی و بیحقوقی بار دیگر اعتراضات توده ای علیه وضعیت نابسامان اقتصادی، گرانی، تورم، تخریب محیط زیست و کمبود آب آشامیدنی و ... ابعاد گسترده تری بخود میگیرد.   اعتراضاتی که به سرعت برق آسایی از شهری به شهری دیگر، و از محل تحصیل و  کاری به محل تحصیل و کاری دیگر،  منتقل میشوند.

اعتراضاتی که مستقل از منشا اجتماعی آن به سرعت به تحرک و اعتراض سیاسی علیه کل حاکمیت تبدیل میشوند.  فریادهای "ارز صددلاری نمیخایم" بلافاصله به شعار"مرگ بر دیکتاتور" تبدیل میشود و هنوز شعله این اعتراض خاموش نشده اعتراض به بی آبی در شهرهای دیگر سربلند میکنند.   جامعه در تب اعتراض علیه کلیت رژیم و بنیادهای سیاسی-ایدئولوژیک آن  میجوشد و همین التهاب لرزه به تن حاکمیت انداخته است. سران جمهوری اسلامی بهتر از هر کسی به این واقعیت واقف بودند که راه نجاتی ندارند و به آخر خط رسیده اند و نباید به "فروکش کردن" هرچند موقتی اعتراضات دلخوش کرد. ظاهرا تحریمهای جدید دولت ترامپ برای جمهوری اسلامی برکتی شد تا برای "نجات نظام" از جنبشی که در دیماه اعلام کرد تا سرنگونی کامل حاکمیت از پا نخواهد نشست، تشدید تحریمهای اقتصادی ترامپ، عربده های لاشخورانی چون نتانیاهو و شیوخ عربستان که برای به فلاکت کشیدن مردم تحت عنوان "فلج کردن جمهوری اسلامی" هورا میکشند، را در مقابل مردم قرار دهند.

تلاش امروز همگی شان در نشان دادن دشمن بیرونی برای منحرف و خاموش کردن اعتراض به موجودیت شان است. تلاشی بود که در همان نطفه خفه شد.   کسانیکه تا دیروز میگفتند ایران وارد کلوپ ارتجاع جهانی شده است، میگفتند  "اینها جنگ تبلیغاتی است و مملکت وضعش خوب" است، امروز از"توطئه های دشمنان خارجی"، از"جنگ اقتصادی" میگویند. 

کسانیکه در هر جدالی رای چند میلیونی خود را به رخ مخالفین میکشیدند و در باب "ثبات سیاسی جمهوری اسلامی" قلمفرسایی میکردند امروز از ریشه سیاسی بحران کنونی و ضرورت عبور از اسلامیت جمهوری اسلامی میگویند.

 روحانی که با پز بالابردن توقع مردم از زندگی و گفتمان درباره "حقوق شهروندی" را پرچم عوامفریبی خود کرده بود، امروز اعلام وضعیت اضطراری میکند و از ضرورت پائین آوردن توقعات از زندگی میگوید.  ظریف هشدار میدهد "ایران هدف است و باید علیه دشمن مشترک متحد شد". روحانی  فراخوان وحدت جناح ها را میدهد و اصولگرایان در دفاع از دولت، علیه اصلاح طلبان به میدان آمده اند. جز اصلاح طلبان کودنی که سعی میکنند با سیلی صورت خود را سرخ نگاه دارند و  به فکر کسب آبروی بر باد رفته و کسب امیتیازاتی از روحانی اند، همه میدانند اولا:

ادامه عقب نشینی های تاکنونی در مقابل موجی که علیه شان به راه افتاده نیز راه چاره نیست، دوما: 

وقت کوتاه آمدن و متحد شدن (هرچند موقتی) در مقابل دشمن اصلی، یعنی طبقه کارگر و مردم محروم و به تنگ آمده از بختک جمهوری اسلامی، است. 
 در این اوضاع متلاطم که نه مردم حاکمیت را تحمل میکنند و نه حاکمیت قادر به حکومت کردن به شیوه قبل است، در دوره ای که شاهد انفجارهای توده ای یکی پس از دیگری هستیم، دوره ای مردم به قدرت دخالت مستقیم خود خوشبین اند، بار دیگر انواع جریانات راست و ارتجاعی از ناسیونالیستهای قومی گرفته تا ناسیونالیستهای عظمت طلب ایرانی و باند مجاهد، به تحرک افتاده اند.  بار دیگر برای گماشتگی امریکا در سناریوی خیالی رژیم چینج تحت عنوان"گذار به دمکراسی" و دست بدست کردن قدرت بدون دخالت مردمی که برای سرنگونی به میدان آمده اند، مسابقه براه افتاده است. در این شرایط قدرت پایین باید آلترناتیو خود را هرچه سریع تر تحمیل کند. باید هرچه سریع تر متحد و متشکل شود.   امروز متحد شدن حول پرچمی روشن برای سرنگونی کامل جمهوری اسلامی بدون دخالت قدرتهای ارتجاعی و برای کوتاه کردن دست گانگسترهای سیاسی چون مجاهد و دستجات قوم پرست در سیر سرنگونی جمهوری اسلامی، مهم ترین نیاز روز است.  پرچمی برای مقابله با سناریوی قومی و مذهبی کردن مبارزه مردم برای آزادی و برابری و رفاه، پرچمی که نه فقط دخالت توده های وسیع مردم را در تعیین سرنوشت و آینده جامعه بلکه دفاع از این آینده را تضمین میکند از نان شب ضروری تر است. 

"منشور سرنگونی جمهوری اسلامی" پرچم همه کسانی است که دل در گرو سرنگونی جمهوری اسلامی ایران به قدرت مردم ایران و برای مردم ایران دارند.  این پرچم روشنی در مقابل تمام سناریوهای ارتجاعی سرنگونی جمهوری اسلامی است. باید حول این پرچم متحد شد.  حضور سیاسی و دائمی مردم و طبقه کارگر در کشمکشهای امروز، روشن بینی آنان در قبال سناریوهای ارتجاعی سرنگونی رژیم اما به تنهایی کافی نیست. پیروزی مبارزه و اعتراض بی سازمان و پراکنده، علیرغم هر درجه از روشن بینی، تضمین شده نیست. چنین مبارزه ای شانس کمی برای سراسری شدن و تثبیت پیشروی های بیشتر دارد.   برای پیشروی، برای حضور در جدالهای آتی باید متحد شد. باید سازمان های توده ای در پایه ای ترین و وسیعترین شکل آن در محلات، محیطهای کار، دانشگاهها، کارخانه ها و ... ایجاد کرد. سازمانهایی که حضور دائم توده هرچه وسیعتری را در اعتراضات، در تصمیم گیری ها، در مقابله با نیروهای ارتجاعی را تضمین کند. سازمان یابی که امکان"هایجک" شدن اعتراضات را از نیروهای ارتجاعی و فرصت طلب، بگیرد.   فقط با اتکا به چنین سازمان توده ای و وسیعی است که میتوان محلات، دانشگاه، کارخانه و محل کار را از کنترل جمهوری اسلامی و اوباش آن خارج کرد. حضور دائمی و سازمان یافته مردم در محل کار و زندگی شرط مهم تحمیل عقب نشینی به ارتجاع حاکم و بالاخره سرنگونی آن توسط پائین است.    تلاش برای متحد، یکپارچه کردن، قدرتمندتر کردن این اعتراضات مهمترین و اصلی ترین وظیفه کمونیستها و بویژه حکمتیستها است. باید مردم را در پایه ای ترین و وسیعترین شکل آن در محلات، در مراکز کار، در دانشگاهها، در کارخانه و .... متحد کرد. فعالین حزب باید در محلات، کارخانه، دانشگاه و ... مبشر این سازمان یافتن، این اتحاد باشند. امروز بیشتر از هر زمانی جامعه به ایفای  نقش متحد کننده و افق دهنده ما حکمتیستها نیاز دارد.   امروز رفتن جمهوری اسلامی فرض  و  داده همگان، منجمله خود رژیم، است. مسئله این است چه روزی، چگونه و توسط چه نیرویی! ما باید تضمین کنیم سرنگونی جمهوری اسلامی توسط ما، طبقه کارگر و مردم آزادیخواه و با پرچم آزادی و برابری صورت میگیرد.

 باید امروز دست به کار شد. فردا دیر است.

 

 ٢ ژوئیه ٢٠١٨

منتشر شده در نشریه حکمتیست شماره  ۲۱۵

به اشتراک گذاری این مطلب

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to Twitter